۱) هوشمند بودن‌
هرچند بهره‌ هوشی شرط کافی برای آفرینش‌گری و خلاقیت نیست، اما شرط لازم است، زیرا همواره همبستگی مثبتی بین نمرات آزمون هوش و آزمون خلاقیت دیده می شود یعنی فراگیرانی که نمره‌های آزمون هوش آنها بالاتر از عادی است، معمولاً در آزمون خلاقیت هم نمره‌های بالایی می‌گیرند . البته همه‌ صاحب نظران در این زمینه موضع قاطعی ندارند برای مثال تورنس‌‌ ‌‌( Torens ) رابطه‌ هوش و خلاقیت را براساس نظریه‌ آستانه‌ای تعیین می‌کند « این نظریه چنین است » : وقتی بهره‌ هوشی پائین‌تر از حد معینی باشد خلاقیت نیز محدود است اما اگر بهره هوشی فراتر از حد باشد ( ۱۲۰ - ۱۱۵ ) خلاقیت به عنوان بعدی مستقل در می‌آید و شکوفا می‌شود.
۲) آگاهی و حساسیت نسبت به محیط‌
افراد خلاق نسبت به محیط خویش بیش از حد معمول حساس هستند آنان در رنگ و بافت اشیاء و واکنشهای افراد ، نسبت به نوشته‌ها و خواندنی‌ها یا چیزهایی که دیگران متوجه آن نمی‌شوند، توجه خاص دارد . از طرفی افراد خلاق چون بیش از دیگران دست به تجربه می‌زنند و نیازمند کسب آگاهی بیشتر در مورد کشف محیط اطراف هستند، همان طور که رشد می‌کنند آگاهی وحساسیت خود را نسبت به موارد مورد نظر معطوف کرده تا شناخت آنها کامل‌تر شود .
۳) توانایی انعطاف‌پذیری و قدرت ابتکار
فرد خلاق همواره راه‌های گوناگون و نو را می‌پذیرد و می‌آزماید . مثلاً اگر آجری را به او نشان دهیم می‌تواند کاربردهای مختلف برای آن ارائه دهد مثلاً برای آسیاب کردن ، برای نگهداشتن در، مهر و موم کردن مغازه‌ها و... یعنی کاربردهایی را که یک فرد خلاق برمی‌شمارد . غالباً کاربردهای غیرمعمول هستند زیرا ابتکار و نوآوری از مهم ترین ویژگی های یک فرد خلاق است در صورتی که پاسخ های یک فرد عادی چنین نیست.
۴) شک‌گرایی و پایداری‌
نتیجه : گناه تمام مردم جهان به گردن تعصب و خودرائی است تعصب نوعی جمود روانی است. افراد خلاق و آفرینشگر همواره امور مختلف را با تردید می‌نگرند و حتی نسبت به ایده‌های پذیرفته شده نیز مشکوک هستند زیرا فرد خلاق می‌خواهد همواره جنبه منطقی امور را وارسی کنند و آنچه را که منطقی و معقول است از پی، پایه و اساس جداسازد و نابود کند.
۵) بازیگوشی فکری و شوخ طبعی‌
فرد خلاق یا آفرینش‌گر با ایده‌های تازه‌ای که پیدا می‌نماید به بازی می‌پردازد و با اندیشه‌های تازه خود سرگرم بازی می‌شود.‌ زیرا با این کار می‌خواهد ببیند به کجا می‌تواند برسد،‌ ابداعی، اختراعی و یا کشفی بکند. فرد خلاق معمولاً شوخ طبع نیز است و در برابر ناسازگاری‌ها به گونه‌ای خودجوش واکنش طنزآمیز از خود نشان می‌دهد. معمولاً اکثر این واکنشها در غیر عادی بودن بسیار زیرکانه هستند.‌
۶) نا همنوایی و اعتماد به نفس‌
فرد خلاق از اعتماد به نفس، اراده‌ قوی و تجربی و قدرت رهبری قابل توجهی برخوردار است و از اینکه همنوا با دیگران نباشند ناراحت نیست. او نسبت به کارها و فعالیت‌های خود محکم و مقاوم است و اگر به کارش مطمئن باشد، برای اثبات آن کوتاهی نمی‌کند او دارای اراده‌ای خلل ناپذیر است.
۷) دوست داشتن زندگی‌
در بین افراد خلاق بر طبق پژوهش‌های انجام شده خودکشی، افسردگی و تارک دنیایی مشاهده نمی‌شود آنان به زندگی عشق می‌ورزند ، به ادامه‌ آن علاقه‌مند هستند و برای زندگی بهتر تلاش می‌کنند. آنان معتقدند تا « شقایق هست زندگی باید کرد » .
۸) کنجکاو بودن‌
افراد خلاق کنجکاو ، دقیق و جستجوگر هستند . آنان به دلیل و علل مسائل می‌اندیشند . نسبت به کوچک ترین مجهول از خود کنجکاوی نشان می‌دهند آن بسیار دقیق و نکته‌سنج هستند و نسبت به انواع رویکردها ، عکس‌العمل‌های متعدد از خود نشان می‌دهند .
۹) دوست داشتن خود
افراد خلاق چون زندگی را دوست دارند ، به دیگران احترام می‌گذارند ، با هم مهربان هستند و به یکدیگر کمک می‌کنند ، انسان‌های خلاق و کاوشگر چون دیگران را دوست دارند پس برای خودشان هم ارزش قائلند و خود را دوست دارند و همین دوست داشتن خود موجب تلاش بیشتر برای زندگی و کوشش فزون‌تر برای بهبود زندگی می‌شود .
۱۰) نترسیدن از شکست‌
فرد خلاق از شکست نمی‌هراسد . او با شکست مبارزه می‌کند. او معتقد است که هیچ چیز ترس ندارد و ترس زائیده تفکر خود فرد است . فرد خلاق سعی در جبران شکست می‌نماید و هر شکست را راهی برای رسیدن به کامیابی و موفقیت می‌پندارند .‌
۱۱) داشتن انرژی فراوان‌
انسان خلاق از انرژی بالایی برخوردار است او از انرژی به صورت مثبت استفاده می‌کند . او بعلت داشتن درک بالا و فهم زیاد عکس‌العمل‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهد ، بی‌قرار است و پر انرژی و از انرژی خود برای نیل به اهدافش بهره می‌برد .
۱۲) آشفته نبودن فکر
فرد خلاق فکر خود را آشفته نمی‌کند بلکه فکر خود را معطوف به مسائل مثبت و راه‌حل‌های منطقی می‌کند . او با آشفتگی فکر نمی‌تواند گامی مثبت در راه پیشبرد اهدافش بردارد، پس فکر خود را از مسائل پیش پا افتاده تهی می‌سازد تا پیشرفت فکری نماید .‌
۱۳) زندگی کردن در زمان حال‌
تعدادی از مردم با گذشته‌ خود زندگی می‌کنند و برای آنچه از دست داده‌اند یا گذشته است حسرت می‌خورند ، تعدادی از آنها با آینده سر می‌کنند و به فکر روزهای آتی هستند و تعدادی هم به حال می‌نگرند و در حال زندگی می‌کنند انسان‌های خلاق در زمره‌ دسته سوم هستند . آنان برای آنچه گذشته حسرت نمی‌خورند بلکه از گذشته درس عبرت می‌گیرند و برای آنچه نیامده زندگی نمی‌کنند بلکه برای رسیدن به آینده تلاش می‌کنند و درحال، زندگی می‌کنند .
۱۴) عدم نیاز به تأیید دیگران‌
افراد خلاق از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند بنابراین نیاز به تأیید دیگران را در خود احساس نمی‌کنند اگر کاری یا فعالیتی را مثبت و خوب ببینند،‌ ادامه می‌دهند و اگر انجام کاری را منفی بنگارند از انجام و ادامه‌ آن سر باز می‌زنند. آنان نیازی به تعریف و تمجید دیگران ندارند.
۱۵) مستقل بودن‌
فرد خلاق مستقل بسر می‌برد. احساس نیاز به دیگران در او خیلی کم است ، او خودش کارهایش را انجام می‌دهدو از این که به کسی متکی باشد ،‌ احساس ناخشنودی دارد.
۱۶) خنده‌رو و شاد بودن‌
یک انسان خلاق به مردم نمی‌خندد بلکه با مردم می‌خندد . فرد خلاق فردی سخت و جدی نیست تا با سختی و یا حالتی خشک و عبوس چاره‌ زندگی را بپیماید . بنابراین علاقه و اصرار ندارد که هر کاری را حتماً در جای خود و زمان خاص خود انجام دهد. برعکس همواره ناهماهنگی را دوست دارد . شوخی‌هایش معمولاً غیرخصمانه و غیرکینه‌توزانه است و هرگز با شوخی و خنده کسی را مورد تمسخر قرار نمی‌دهد زیرا فرد خلاق همواره با مردم می‌خندد و نه به مردم .
۱۷) داشتن بصیرت نسبت به رفتار دیگران‌
یکی از مشخصه‌های انسان خلاق داشتن بصیرت و بینش نسبت به رفتار دیگران است . به‌طوری که هرآنچه برای دیگران پیچیده و غیرقابل فهم و درک است ، برای فرد خلاق کاملاً روشن و قابل درک و فهم است . انسان خلاق با دیگران درگیری ندارد و همین عدم درگیری عاطفی او را برای غلبه بر موانعی که سر راهش قرار دارند، توانمند و با بصیرت می‌کند .‌
۱۸) ارج نهادن به طبیعت
فرد خلاق گردش در طبیعت را دوست دارد و این دوست داشتن بدون تظاهر صورت می‌گیرد . یعنی فرد خلاق با طبیعت دست نخورده و جهانی که به دست بشر ساخته شده و رو به نابودی می‌رود ، آشتی است و به راحتی قادر است برای همه‌ چیزهایی که در طبیعت وجود دارد ، ارج بگذارد .
۱۹) مثبت و سازنده بودن‌
خصوصیت دیگر فرد خلاق این است که فردی کاملاً مثبت و خوش‌بین و صادق و سازنده است. هیچ‌گاه پاسخ‌های طفره‌آمیز نمی‌دهد . دروغ نمی‌گوید و تظاهر نمی‌کند . زیرا دروغ گفتن و تحریف شخصیت دیگران در اصل نفی شخصیت خویش است ، بنابراین با آن مخالف است . بنابراین همواره واقعیت را بیان می‌کند و مکر و ریا در زندگی او جایی ندارد .
۲۰) قهرمان پرست نبودن‌
فرد خلاق قهرمان‌پرست نیست و برای خود از کاهی بُت چون کوه نمی‌سازد . او همه کس را به دیده‌ برابری می‌نگرد و اگر کسی امتیازات بیشتری نسبت به او داشت ، غم و اندوه به خود راه نمی‌دهد و هنگامی که با رقیبی رقابت می‌کند دلش می‌خواهد او نیز عالی بازی کند تا خود برنده‌ میدان باشد. از کسب موفقیت نیز مغرور نمی‌شود و به خود نمی‌بالد.‌
۲۱) تعلق به بشریت‌
ارزش های مورد توجه فرد خلاق منطبق با کل بشریت است و تنها خود را متعلق به خانواده ، محله، استان و شهرستان ویژه نمی‌داند بلکه خود را متعلق به کل بشریت می‌داند و از نظر او بیکار شدن یک ایرانی بدتر از یک تُرک،‌ عرب و یا اروپایی نیست زیرا به مرزهای خاصی متکی نیست و خود را جزئی از کل بشریت می‌داند . بنابراین فرد خلاق همواره از محدودیت های سنتّی فراتر رفته و به دنبال کمال است .
۲۲) برخورد صحیح با مشکلات‌
میزان سلامتی فرد خلاق در این نیست که آیا اشتباه دارد یا خیر بلکه در این است که در برابر اشتباه چه بر خوردی می‌کند فرد خلاق با بسیاری ویژگی های مثبت دارای چنان شخصیتی است که از لحظه لحظه زندگی در سایه‌ خود شکوفایی و سازندگی بهره گرفته و در برابر مشکلات قد علم کرده و آنها را چون موم نرم کرده و از عهده‌ آنها برمی‌آید .
۲۳) سلامت روانی و کلامی‌
افراد خلاق از بیان زیبایی روانی و کلامی بهره‌مند هستند . آنان بلیغ سخن می‌گویند و در صحبت کردن حدود را در نظر می‌گیرند .‌ اول فکر می‌کنند و بعد سخن می‌گویند ،‌ اول می‌اندیشند و بعد آنچه فکر کرده‌اند را به زبان می‌آورند .‌
۲۴) خودانضباطی‌
افراد خلاق از نظم و انضباط خاصی برخوردارند . آنان نیازی ندارند که دیگران به آنان در مورد انضباط تذکر دهند آنان خود ذاتاً منضبط و مرتب هستند و این ویژگی از خصیصه‌های ذاتی آنان شده است .
۲۵) ترجیح دادن فعالیت‌های تخیلی به رویدادهای واقعی‌
آنان به داستان ها، فیلمها و موضوعات تخیلی علاقه‌ وافر دارند و تخیلات را بر موضوعات واقعی ترجیح می‌دهند آنان قادرند داستان های تخیلی زیبایی بسازند .
۲۶) صراحت و قاطعیت‌
افراد خلاق صراحت و قاطعیت دارند و بدون شبهه و تکلیف ، استوار و صریح هستند . آنان حرفشان را محکم می‌زنند و ذره‌ای شک و شبهه به خود راه نمی‌دهند و البته حرمت کلام را حفظ کنند ولی با متانت و وقار حرف خودرا می‌زنند . بدیهی است هر فرد خلاق لزوماً همه‌ ویژگی‌های فوق‌الذکر را ندارد ، اما همه‌ این ویژگی ها در افراد خلاق به نسبتی قابل مشاهده است . آنچه مهم است ، شناخت و پرورش چنین استعدادهای برجسته‌ای است و بالطبع در این کار بیشترین مسئولیت برعهده‌ خود فرد جوان و نوجوان و بعضاً خانواده‌ آن ها است.‌
▪ افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند:
۱) به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.
۲) در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.
۳) در کار اندیشیدن تاجایی که ممکن است، از قالب و چارچوب می گریزند.
۴) اضطراب و دلواپسی شان در کمترین حد است.
۵) استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.
۶) استبداد رأی در آنها در کمترین حد ممکن است.
۷) موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.
۸) تکانه ها و امیال درونی شان با تأکید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.
۹) میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.


● ویژگی دانش آموزان خلاق


- دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف می زنند.
- جزییات را می‌گویند و رفتارهایشان را به نمایش می‌گذارند.
- می‌خواهند مطرح شوند.
- دنبال سوژه می‌گردند تا برنامه ریزی بکنند.
- دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری
- استفاده از قیاس در صحبت کردن
- ابراز هیجان در اثر یک اکتشاف
- عادت به پرسیدن سوال و آزمودن نتایج
- یادگیری از روی ابتکار شخصی
- عادت به گلچین و وارسی منابع مختلف (کتاب، تلویزیون، سوال از استاد، رایانه و...)
- صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور
- طرح سوالات عجیب و غیر معمول بالاتر از سطح علمی و سن دانش آموزان
- نگاه کردن با دقت به اشیا
- اشتیاق در صحبت کردن در مورد کشفیات دیگران
- مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبی بالا
- شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی
- ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشی کردن بعد از زنگ تفریح ، گوش دادن به موسیقی و ...)
- دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداری در نگاهها
- استفاده از نظرات و اشیا برای دستیابی به یک هدفی معین
- پی بردن به روابط در اموری که به ظاهر از هم بی‌ارتباطند.
- طرح رابطه‌ها مانند اینکه وقتی برف آب می‌شود رنگ سفید آن کجا می‌رود.
- میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات
- علاقه مندی به چیستان و معماها و یافتن پاسخشان
- فکر کردن به چیزی که در تلویزیون ، رایانه و سایر رسانه‌ها نشان داده می‌شود.
- استفاده از اکتشاف یا تجربه
- بررسی و مطالعه الگوهای اختراعی دانشمندان
- مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان
- معاشرت و صحبت با بزرگان و دبیران و احساس لذت از این صحبتها
- دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید
- علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب


● خصوصیات متفکران خلاق‏


متفکران خلاق چه خصوصیت‏هایی دارند ؟ « پرکینز » چهار خصوصیت برای این افراد خلاق است که عبارتند از :
الف) تفکر انعطاف‏پذیر و شیطنت‏آمیز
متفکران خلاق، انعطاف‏پذیرند و با مسائل بازی می‏کنند . نکته‏ای که تناقض برانگیز است ، این است که خلاقیت اگر چه سخت و دشوار است ، ولی اگر آن را آسان بگیریم، آسان می‏شود و به تعبیری، شوخی، چرخ‏های خلاقیت را روان می‏کند ؛ البته منظور از شوخی در این جا ، انعطاف روحی و تخیل است.
ب) انگیزش درونی‏
آدم‏های خلاق ، معمولاً از خلق کردن ، لذت می‏برند و به نمره ، پول و حتی راضی کردن دیگران خیلی اهمیت نمی‏دهند ؛ بلکه همیشه به دنبال خلق این هشتند . بنابراین ، آدم‏های خلاق ، بیشتر انگیزش درونی دارند و نه انگیزش بیرونی .
ج) خطر پذیری و ریسک‏
خطرپذیری یا بی‏مبالاتی و بی‏توجهی و قهرمان‏بازی متفاوت است . آدم‏های خلاق ، درصدی از خطر و ریسک را قبول می‏کنند و از این جهت اشتباه هم می‏کنند ؛ البته این، نشانه مهارت کم آنها نیست ؛ بلکه نشان می‏دهد که ایده‏های بیشتری دارند و امکانات بیشتری را در نظر می‏گیرند . برخی از ایده‏های آنها جواب می‏دهد و برخی دیگر با شکست مواجه می‏شود .
پبلو پیکاسو ، نقاش اسپانیایی قرن ۱۲ ، بیش از بیست هزار نقاشی کشید ؛ ولی تمام آنها شاهکار نشدند . متفکران خلاق ، با عدم موفقیت‏های خود کنار می‏آیند و از شکست عبرت می‏گیرند .
د) ارزیابی عینی کار
بر خلاف این تصور قالبی که آدم‏های خلاق ، خود محور و ذهن گرا هستند ، اکثر متفکران خلاق سعی می‏کنند از کارشان ارزیابی عینی داشته باشند . آنها برای قضاوت‏های فوق ملاک‏هایی دارند و به قضاوت آدم‏های قابل اعتماد و محترم بها می‏دهند و به این ترتیب ، می‏فهمند که آیا با تفکر خلاقانه بیشتر می‏توان کارشان را بهبود بخشید یا نه .
روانشناسان سعی داشته اند تامشخصات افرادی که دارای سطح بالایی از خلاقیت هستند مشخص کنند ، « استیز » عوامل زیر را برای افراد خلاق بیان داشته است :
۱) سلامت روانی و ادراکی : توانایی ایجاد تعداد زیادی ایده به طور سریع ؛
۲) انعطاف پذیری ادراک : توانایی دست کشیدن از یک قاعده و چارچوب ذهنی ؛
۳) ابتکار : توانایی در ایجاد و ارائه پیشنهادهای جدید ؛
۴) ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی : توجه کردن و درنظرگرفتن چالش های جدیدمسائل پیچیده ؛
۵) استقلال رای و داوری : متفاوت بودن از همکاران در ارائه نظرات و اندیشه های نو .
عده ای دیگر ویژگیهای افراد خلاق را به صورت زیر دسته بندی می کنند:
۱) خصوصیات ذهنی - کنجکاوی - دادن ایده های زیاد درباره یک مسئله - ارائه ایده های غیرعادی - توجه جدی به جزئیات - دقت و حساسیت نسبت به محیط به خصوص به نکاتی که درنظر دیگران عادی به شمارمی روند- روحیه انتقادی - علاقه وافر به آزمایش کردن و تجربه - نگرش مثبت نسبت به نوآفرینی
۲) خصوصیات عاطفی - آرامش و آسودگی خیال - شوخ طبعی - علاقه به سادگی و بی تکلمی در نوع لباس و جنبه‌های گوناگون زندگی - دلگرمی و امید به آینده - توانایی برقراری ارتباط عمیق و صمیمانه با دیگران - اعتماد به نفس و احترام به خود- شهامت
۳) خصوصیات اجتماعی - پیش قدمی در قبول و رویارویی با مسایل - مسئولیت پذیری و توانایی سازمان دادن به فعالیت های گوناگون - قدرت جلب حس اعتماد و اطمینان دیگران

 
● موانع خلاقیت


موانع خلاقیت‏ ظهور خلاقیت که موهبتی الهی و همگانی است ، مستلزم ایجاد بستر مناسب برای رشد و توسعه است ؛ لذا برای گسترش این توانایی باید موانع و عوامل آن را نیز بررسی کرد تا بتوان فرصت لازم را برای رشد این توانمندی برای همه‌ی افراد جامعه فراهم آورد . در این‏‌جا، سعی شده است به‏‌طور خلاصه با طبقه‌‏بندی موانع و عوامل بروز خلاقیت، به این مقوله بپردازیم.
الف ) موانع ‏شناختی
۱) عادت : افراد در حل مسائل معمولاً روشی را به کار می‌‏برند که بدانند با موفقیت همراه است . این روش در موارد مشابه تکرار می‌‏شود و فرد کم‌‏کم به آن عادت می‌‏کند . عادت موجب می‌‏شود که انسان در یک چارچوب خاصی قرار گیرد و کارهایش را طبق دستورالعمل معینی انجام دهد . ازاین‌‏رو ، امکان نوآوری و یافتن راه‌‏حل‏‌ها و طرح‏‌های جدید کاسته می‌‏گردد .
۲) عدم انعطاف‏‌پذیری : انسانی که در قالب معینی فکر و عمل می‌‏کند ، انعطاف‏‌ناپذیر می‌‏گردد ؛ زیرا توان اندیشیدن درباره‌ی جهات مختلف مسئله را ندارد و تنها یک یا دو جهت را می‌‏بیند .
۳) رویگردانی از ابهامات : افراد اگر احساس کنند قادر به مقابله با موقعیت‌‏های مبهم ، پیچیده و غیرمطمئن نیستند ، از آن‌ها استقبال نمی‌‏کنند . به این ترتیب ، فرصتی برای رویارویی با مسائل تازه و رسیدن به افکار خلاق را از دست می‌‏دهند . نیاز شدید و افراطی به نظم و ترتیب نمونه‌‏ای از این رفتار است و باعث می‌‏شود که همه چیز کاملاً مرتب باشد تا ابهام و اشکالی پیش نیاید . بدین‏‌ترتیب ، امکان بروز خلاقیت از بین می‌‏رود .
۴) اتکا بر مفروضات : افراد معمولاً هنگام حل مسایل ، مرزها و محدودیت‌‏های خاصی را قطعی فرض می‌‏کنند و همین مانع از بروز خلاقیت در آن‌ها می‌‏گردد .
۵) تفکر منفی : این حالت ممکن است نسبت به خود و دیگران به صورت احساس ناتوانی، کم‌‏ارزشی ، بدبینی، عیب‏‌جویی و ناامیدی ظهور یابد که مانع جدی برای تفکر خلاق است . خودسانسوری و بی‌‏توجهی به ایده‌‏ها و افکاری که می‌‏تواند سازنده و مؤثر باشد ، نمونه‌‏هایی آشکار از منفی‌‏گرایی است . در بسیاری از مواقع ، ایده‏‌های تازه‌‏ای که می‌‏تواند تبدیل به طرح خلاق و مفیدی شود ، به سبب برخوردهای منفی برای همیشه نابود می‌‏گردد . در این مواقع ، فرد به خود نهیب می‌‏زند که این افکار بچه‏‌گانه است ، احمقانه و مسخره به نظر می‌‏رسد ، عملی نیست ، اصلاً به من چه مربوط است و... همچنین این عبارات ممکن است از طرف دیگران بیان شود که در هر دو حالت امکان بروز هرگونه خلاقیت را از بین می‌‏برد .
ب ) موانع عاطفی
۱) ترس از شکست و اشتباه : ترس از شکست باعث می‌‏شود انسان فقط به دنبال اموری برود که احتمال موفقیت در آن‌ها زیادتر باشد ، لذا از هر کاری که مستلزم خطرپذیری و ریسک باشد دوری می‌‏کند ، در حالی که خلاقیت مستلزم خطرپذیری بالاست . این ویژگی هرچند به عنوان یک مانع فردی و عاطفی قلمداد می‌‏شود ، اما به سبب نوع برخوردهایی که از ابتدا با افراد شده است ، به مرور شکل می‌‏گیرد ؛ زیرا معمولاً به موفقیت‌‏ها پاداش داده می‌‏شود و شکست‏‌ها باعث سرخوردگی می‌‏گردد . از طفولیت به کودکان آموخته می‌‏شود که اشتباه نکنند ، در حالی‌که شکست ضرورت دست‏‌یابی افکار و ایده‌‏های نو و خلاق است .
۲) عدم اعتماد به نفس : بسیاری از مواقع افراد توانایی‌‏ها و استعدادهای شگرفی دارند ، اما عدم اعتماد به خود مانع بروز قوای خلاقشان می‌‏گردد . ممکن است آن‌ها افکار و ایده‌‏های زیادی داشته باشند اما با تردید به آن‌ها می‌‏نگرند و احساس می‌‏کنند نظریات آن‌ها ارزش زیادی ندارد ؛ حتی جرأت نمی‌‏کنند که آن‏‌ها را به زبان بیاورند . باور نداشتن به خویش کم‏‌کم منجر به سرکوب و زایل شدن توانایی‌‏های فرد می‌‏گردد و قدرت آزاداندیشی و تعمق را از او می‌‏گیرد . بسیاری از مواقع ، عدم رشد خلاقیت نتیجه‌ی موانع عاطفی مانند کمرویی ، زودرنجی و اولویت قائل شدن به نظر دیگران به دلیل عدم اعتماد به نفس است .
ج ) موانع اجتماعی
۱) مطابقت : منظور از مطابقت ، همرنگ جماعت شدن است. مطابقت به علت نگرانی از متفاوت بودن از دیگران و تنها ماندن رخ می‌‏دهد و بدین‏‌ترتیب امکان ابتکار و ارائه روش‌‏های تازه محقق نمی‌‏گردد .
۲) تأییدطلبی و ترس از عدم استقبال اجتماعی : افرادی که نیازمند تأیید دیگران هستند و از نقد و عدم پذیرش اجتماعی می‌‏ترسند ، نمی‌‏توانند از خود خلاقیتی نشان دهند. افراد خلاق معمولاً به کار و ابتکار خویش بیش از استقبال دیگران بها می‌‏دهند و آن را قربانی انتظارات دیگران نمی‌‏کنند .
۳) سنت‏‌ها : هرچند نمی‌‏توان اهمیت سنت‏‌ها را نادیده گرفت ، اما وجود بعضی از سنت‏‌ها و روش‌‏های سنتی مانع بروز اندیشه‌‏های تازه می‌‏گردد ؛ لذا تأکید و پای‌‏بندی بیش از حد به آن‏‌ها موجب کاهش خلاقیت‏‌ها می‌‏گردد .
د ) موانع خلاقیت در مدرسه‏ با توجه به آن‏‌چه تاکنون گفته شد ، می‌‏توان مهم‏ترین موانع رشد خلاقیت در مدرسه و کلاس را چنین برشمرد :
۱) ایجاد خودپنداری ضعف در دانش‌‏آموزان
۲) اجازه اشتباه ندادن به دانش‏‌آموزان و توبیخ اشتباه‏‌های آنان‏
۳) ایجاد رقابت نامناسب میان دانش‌‏آموزان
‏۴ ) مقایسه‌ی غیرمنطقی دانش‌‏آموزان و عملکرد آن‏‌ها با یکدیگر
۵) اجازه‌ی ابراز عقیده ندادن به دانش‏‌آموزان
‏۶) عدم توجه به پرورش قدرت تخیل دانش‌‏آموزان
‏۷) عدم ایجاد فرصت لازم برای ابداع و ابتکار دانش‌‏آموزان
۸) تأکید بر اطاعت و پیروی دانش‌‏آموزان
۹) بی‌‏توجهی نسبت به کنجکاوی و پرسش‌‏های دانش‌‏آموزان
▪ سازمان هایی با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفکر خلاق را با مشکلاتی مواجه می کنند:
ـ شغل ها ، تعاریف محدود و ظریفی دارند.
ـ روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند .
ـ رفتار کارکنان ، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش کارها هدایت و کنترل می شوند.
ـ روابط حاکم بر سازمان، خشک و رسمی است و قابلیت های فردی کارکنان لحاظ نمی گردند.
ـ تنوع آرا و مواضع متقابل ، امکان ابراز نمی یابند .
ـ فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است .
ـ تخصصی کردن کارها در حد افراط به چشم می آید.
ـ نظام نظارتی در مورد ثبات ، قابلیت پیش بینی و کلیشه سازی امور وجود دارد
ـ بیش تر به پاداش بیرونی که دارای جنبه مادی است اتکا دارند ، تا پاداش درونی که در نفس کار پنهان است . شواهد حکایت از آن دارند که سازمان هایی که انباره ای از بخشنامه ها ، آیین نامه ها ، خط مشی ها و ساز و کارهای نظارتی دارند نمی توانند امکان آن را بیابند که بر میزان خلاقیت کارکنان خود بیافزایند.
▪ عبارت های بازدارنده خلاقیت :
ـ این ممکن نیست .
ـ ما این طور فکر نمی کنیم .
ـ فایده ای نداشته است .
ـ به چنین کاری باید خندید .
ـ این کار با ما در تضاد است .
ـ انجام پذیر نیست .
ـ خواهش می کنم جدی باشید .
ـ اینها فرضیه است، اهل عمل باش .
ـ اشتباه چیز بدی است.
ـ بازی عملی لغو و بیهوده است.
ـ این مشکل و مساله به من مربوط نیست.
ـ احمق(ابله) نشو .
ـ شوخی موقوف.
ـ من نمی توانم .
▪ موانع خلاقیت :
۱) آموزش در جهت خلاف خلاقیت
۲) استفاده از الگوهای قالبی (قالب های ذهنی : تعصب ، پیش فرض ها ، عادات)
۳) شتابزدگی در ارزیابی
۴) فشارهای اجتماعی
۵) تاکید بر مفروضات قبلی، تحصیلات و دانش
۶) چاره جوئی کوتاه مدت
۷) تله هوشمندی : (مدل منطقی و فوری در هر مورد، نیاز به همیشه حق داشتن و مقبول بودن، ترجیح کاربرد نقادانه هوش به کاربرد سازنده آن، سرعت انتقال بالا بنابراین زود به نتیجه میرسندو جزییات را از دست می دهند، ترجیح زیرکی به حکمت، بزرگترین گناه با هوشها : خودبینی و به حساب نیاوردن دیگران )
۸) بیم از انتقاد به دلیل ترس از شکست و اشتباه
۹) فقدان اعتماد به نفس
۱۰) اینرسی تفکر ( تفکر همگرا )
۱۱) مقاومت در برابر تغییر
۱۲) اصرار بر نتیجه گیری سریع
۱۳) موانع ادراکی ، فرهنگی ، فناوری و محیطی
۱۴) تبعیت از قوانین منسوخ .
اگر بخواهیم موانع خلاقیت را به طور عمیق تر و جزئی تر مورد بررسی قرار دهیم، بهتر است موانع را به دو دسته «موانع فردی» و «موانع بیرونی» تقسیم نموده و عوامل هر کدام را مطالعه نماییم.
▪ موانع فردی
۱) عادت: اگر فرد در حل مسائل روشی را انتخاب نماید که فقط در یک چارچوب خاصی قرار گیرد و همیشه بخواهد طبق آن الگو مشکلات را حل کند، به آن عادت کرده و بدون تفکّر و تعمّق۲۶ به حل مسائل می پردازد. بنابراین، فکر را محدود نموده و به خلاقیت، که لازمه اش تفکّر و تعقّل است، نخواهد رسید.
۲) ترس از عدم موفقیت: با توجه به این واقعیت که چنانچه نتایج به دست آمده از اعمال انسان ها موفقیت آمیز باشد، انسان مورد تشویق قرار می گیرد و در غیر این صورت، با تنبیه و توبیخ روبه رو می گردد، بنابراین، انسان ها به دنبال اموری می روند که موفقیت به همراه داشته باشد. از این رو، از ریسک کردن، که لازمه خلاقیت است، دوری می کنند که این مانع خلاقیت و آزمایش راه های گوناگون می باشد.
۳) عدم انعطاف پذیری: یکی دیگر از موانع خلاقیت این است که افراد در چارچوب و قالب مشخصی فکر و عمل می کنند و به جهات مختلف توجه ندارند که این مسئله موجب محدودیت فکری می شود. همچنین برخی مواقع، تعصب و پیشداوری مانع ارزیابی صحیح می گردد.
۴) عدم اعتماد به نفس: در برخی مواقع، افراد از توانایی و استعداد بالایی برخوردارند، اما جرئت، شهامت و اعتماد به خود را ندارند و فکر می کنند نظر آن ها اشتباه است و حتی از بیان آن خودداری می کنند. این نگرش موجب می گردد خود را باور نداشته و احساس خود کم بینی، حقارت، کمرویی و به طور کلی، ویژگی های شخصیتی منفی پیدا نمایند. عدم اعتماد به خویشتن مانعی برای بروز خلاقیت است.
۵) دوری از موقعیت های مبهم: در بسیاری موارد انسان ها از امور و موقعیت هایی که پیچیده و مبهم هستند دوری می کنند و به دنبال روش ها و راه حل های مطمئن و بدون دردسر می گردند، ابهام و اشکال در امور را نمی پسندند و نمی خواهند ذهن خود را مغشوش نمایند. حال آن که عنایت به موقعیت های مبهم و پیچیده از ویژگی های انسان های خلاق است.
▪ موانع بیرونی
۱) آداب و رسوم: در بسیاری از موارد آداب و رسوم و سنن اجتماعی افراد را مجبور می سازد که طبق الگوها و خواسته های فکری و رفتاری جامعه خود عمل نمایند و به غیر از آن فکر نکنند. این جبر اجتماعی و ایجاد محدودیت و سنت پرستی، که برخی مواقع حتی با انحرافات همراه است، تعصب خاصی را ایجاد می کند که مانع خلاقیت بوده و جلوی ایجاد الگوی تازه را می گیرد.
۲) همرنگی: در برخی موارد افراد از اینکه با دیگران متفاوت باشند هراس دارند. از این رو، رأی و عقیده خود را مطابق با دیگران ساخته و راهی را انتخاب می کنند که دیگران در آن مسیر باشند. این عامل باعث می شود آنان در چارچوبی عمل کنند که دیگران عمل کرده اند. بنابراین، جلوی ابتکار و خلاقیت، که لازمه آن پاسخ های غیرمعمول است، گرفته می شود.
۳) قوانین و مقررات: گرچه رعایت قوانین و مقررات برای هر فرد واجب است تا نظم در جامعه حکمفرما باشد، اما برخی مواقع عدم انعطاف در قوانین مانع رشد تفکر خلاق است. مثلا، قوانین آموزشی در تعلیم و تربیت بدون توجه به تفاوت های فردی خود مانعی برای بروز خلاقیت دانش آموز است.
۴) شغل: برخی مواقع فعالیت های یکنواخت در شغل و حرفه باعث می گردد که فرد به آن فکر نکرده و از روی عادت به صورت مکانیکی بدون تعمق و تفکر به امور زندگانی بپردازد. علاوه بر آن، خستگی و کمبود وقت اجازه فکر کردن را به فرد نمی دهد. بنابراین، خلاقیت که از ویژگی های آن عدم یکنواختی است رعایت نشده و مسئولیت های اداری و شغلی جلوی خلاقیت فرد را می گیرد.
۵) نگرانی و ترس از عدم استقبال اجتماعی: امور خلاق که جنبه نوآوری دارد و تازه و جدید می باشد، ممکن است ابتدا مورد توجه اجتماع قرار نگیرد و افراد از تحقیر و سرزنش ترس داشته باشند و دست از تفکر خلاق بردارند. تاریخ جهان بشریت چه بسیار دانشمندانی را به خود دیده است که مورد تمسخر، تحقیر و توهین واقع گردیده اند. بنابراین، ترس و نگرانی مانعی برای خلاقیت است. این مسئله را در تعلیم و تربیت نیز می توان مشاهده نمود. تورنس می گوید: «در بیشتر کلاس ها دانش آموزی که یک ایده یا محصولی غیرعادی ارائه می دهد در معرض یک خطر قرار می گیرد. بدین ترتیب، دانش آموز باید خیلی شجاع باشد تا بر ایده اش پافشاری کند; زیرا این چنین ایده هایی را اغلب مسخره کرده و احمقانه و عجیب قلمداد می نمایند.»

http://jafarianhamid.blogfa.com/page/02.aspx